جلال مصطفوى كاشانى
30
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى )
و حتى انحطاط « 45 » آن را گوشزد كرده است ولى چون اكثريت نزديك به اتفاق پزشكانى كه تحت تأثير شديد پيشرفتهاى عظيم پزشكى قرن بيستم قرار گرفتهاند ، وجود بحران را در پزشكى منكر هستند ، به اين جهت او در صفحهء 32 كتاب خود مىنويسد : « عدهاى فوق العاده از پزشكان در كشورهاى پيشرفتهء جهان منكر وجود بحران در پزشكى معاصر هستند ، زيرا اگر به پزشكان بيمارستانها ، كه هر روز سرگرم معاينه و درمان بيماران هستند و همچنين به دانشمندانى كه در آزمايشگاهها به كارهاى پژوهشى مشغولند ، گفته شود كه پزشكى دورهء بحرانى خود را طى مىكند پاسخ خواهند داد : بحران ! چه بحرانى ؟ هيچگونه بحرانى وجود ندارد و نمىتواند وجود داشته باشد ! در كشورهاى در حال پيشرفت كه عامهء طبقات مردم مسحور و مجذوب تمدن و فرهنگ غرب هستند و پزشكان نيز پيوسته تحت تأثير تبليغات فريبندهء پيرامون پيشرفتهاى خيره كنندهء پزشكى قرار گرفتهاند ، به هيچ وجه وجود آشفتگى و نابسامانى را در پزشكى معاصر تصور نمىكنند و لزوم تجديدنظر اساسى را در پزشكى ، حتى در مخيلهء خود نيز ، خطور نمىدهند . » براى اينكه معلوم شود چرا تقريبا عموم پزشكان منكر وجود بحران در پزشكى معاصر هستند و نقايص و نقاط ضعف پزشكى معاصر را احساس نمىكنند ، بايد گفت پزشكان جهان اصولا بر دو دستهاند همان گونه كه پيرروسو « 46 » در كتاب ( تاريخ علوم ) خود دانشمندان را به دو دسته تقسيم كرده و چنين گفته است : « دانشمندان بر دو نوعاند ، بعضى كارهاى علمى را شغل خود قرار مىدهند ، همچنانكه شخصى به كارهاى ادارى يا تجارى مىپردازد ، برخى ديگر به انگيزهء ذوق و علاقهء شخصى به كار مىپردازند . دستهء نخستين بيش از اندازه زيادند . غالب كسانى كه در آزمايشگاهها و رصدخانهها كار مىكنند از اين زمره به شمار آيند كه به هر روز در ساعتى معين از خانه به درآيند و در محل كار بر پشت ميكروسكوپ يا دوربين نصف النهارى خود قرار گيرند و با حالت بىتفاوتى كه نتيجهء عادت است ، كارى را كه در ازاء آن پول دريافت مىكنند ، انجام مىدهند . اين اشخاص در واقع مردان ادارى علوم هستند . دستهء ديگر عبارتند از دوستدارانى كه صرفنظر از مشاغلى كه دارند ، روح و جسم خود را در راه علمى كه مجذوب آن شدهاند صرف مىكنند . » همين تقسيمبندى پيرروسو را مىتوان براى تقسيمبندى پزشكان ملاك عمل و مناط اعتبار قرار داد . بههرحال ، با كمال تأسف بايد اقرار كرد عدم توجه و بىاطلاعى پزشكان از وضع بحرانى كه در پزشكى معاصر وجود دارد و آثار سوء و خطرناك آن دامنگير بيماران
--> ( 45 ) . Decadence ( 46 ) . Pierre Rousseau